صفحه اصلی | آرشیو مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
قصه‌های جدید گُلَک و نِکَک

دریافت کد تاریخ شمسی

از سال 1384 که آخرین قصۀ گُلَک و نِکَک را نوشتم، 20 سال طول کشید تا 3 قصۀ دیگر به آن مجموعه بیفزایم و حالا در عرض 2 روز (دیروز و پریروز)، 2 ماجرای جدید به 8 قصۀ قبلی افزوده‌ام تا باشد که 10 قصۀ نخست از این هوسنه‌های طنز و کوتاه محلی را به همکاران نشر بسپارم. موج که می‌آید این‌طوری می‌آید. تا یک ماه پیش فکر می‌کردم گلک و نکک با من قهر کرده‌اند و خیال آشتی هم ندارند؛ ولی حالا این دو خردسال شَرّ تایبادی، که یکسره آتش می‌سوزانند و با گویش تایبادی حرف می‌زنند و مورد علاقۀ بسیاری از مردم محلی هستند، دوباره مرا به همنشینی با خود مفتخر ساخته‌اند و با نقل خاطرات بامزۀ تایبادِ قدیم به نظر می‌رسد آنها هم دلشان برای مخاطبان، به‌خصوص نسل جوان، تنگ شده است. قصه‌های این مجموعه را به سرکار خانم انتخابی داده‌ام تا مثل همیشه با تصاویر زیبایشان بر غنای آن بیفزایند و امیدوارم بتوانیم تا پایان سال آنها را به شکلی ارزشمند منتشر کنیم.

پنج‌شنبه، 23 مرداد 1404

|