همیشه در لابلای دروس، دریافتهای فرادرسیام را نیز با دانشجویان در میان میگذارم، ولی این بار اولین دفعهای بود که دیدم یک دانشجو به این جملات توجه نشان میدهد و آنها را یادداشت میکند. پس از پایان ترم و اعلام نمرات، خانم سهیلا رفیعی، این جملاتم را که از اول ترم گاهی بین مطالب درس اکولوژی گفته بودم برایم ارسال کردند. از این فعالیت داوطلبانه و شاخص متشکرم.
بیست و ششم تیر 1403
کتاب جدید و سومین نوآوری در شاهنامه.
باز هم برای اولین بار در تاریخ ادب فارسی، قالب کاملا جدیدی از شاهنامه را به نسل جوان پیشکش کردهام «شادنامه: نخستین داستانکهای طنز بر اساس شاهنامه». شخصیتهایی اصلی این اثر، دو پسر به نامهای «کامداد و بامداد» و دو دختر به نامهای «هَریس و پَریس»، دو به دو خواستارِ یکدگرند؛ در کنار آنها چند شخصیت فرعی نظیر بابا، مامانبزرگ، کارآگاهان خصوصی، وانتی، دزد، دوستان و غیره هم خلق شدهاند و موتور محرکهی هر داستانک (که غالبا یک صفحهایست) یکی از فرازهای شاهنامه است؛ همهی اپیزودها شاد و بدون بدآموزی هستند و بخش شاهنامه کاملا جدی روایت شده است. استادِ گرانقدر، جناب آقای دکتر محمد جعفر یاحقی، استاد تمام دانشگاه فردوسی مشهد و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی ویرایشی دقیق، بهعلاوه مقدمهای شاگردنوازانه، بر این کتاب نوشتند و کل اثر نیز به همسرم تقدیم شده است. اگر جلد اول (کتاب حاضر با 101 داستانک) مورد پسند خوانندگان ارجمند قرار گیرد، جلد دوم آن را نیز ـ به امید خدا ـ پدید خواهم آورد. از همکاران محترم نشر دیبایه، به ویژه آقای شهرداد میرزایی، خانم شریفی و خانم ولیزاده عزیز بسیار سپاسگزارم.
20 تیرماه 1403
ممکن است عشقی بپژمرد و آرزویی به باد رود، ولی تا ابد در دل میمانَد و دلشکستگی به بار میآرد.
مشهد، ۱۵ تیر