صفحه اصلی | آرشیو مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
محمدناصر مودودی | اسفند ۱۴۰۲

دریافت کد تاریخ شمسی

در گویش محلی ما، به اعم حشرات لفظ کُخ اطلاق می‌شود، که احتمالا صورت شفاهی نام این موجودات در فارسی دری، یا حتی ممکن است در ادبیات زرتشتی (معادل خرفستران)، یا پیشازرتشتی باشد.

در جریان انتخابات اخیر مجلس (که نمیدانم چندمین‌اش بود ولی جمعه پیش انجام شد) ظاهرا یکی از کاندیداها عضو هیئت علمی (جایی غیر از دانشگاه) بوده، و شنبه‌شب یک عضو هیئت علمی دانشگاه ـ که راضی از نتیجه‌ رقابت‌ها بود ـ و با من صحبت می‌کرد، به طرفداری از نامزد پیروز، از آن دکتر اول با لحنی نه چندان مناسب یاد کرد و گفت «هِه ... فلانی یک کُخ هم کشف کرده» و منظورش این بود که رقیب مذکور، قبلا گونه‌ای ناشناخته از یک حشره را شناسایی کرده و برای اولین بار در طبقه‌بندی جانوران و سیستم نامگذاری بین‌المللی، برای آن موجود زنده، نام دو قسمتی علمی ثبت کرده است.

می‌خواستم به آن آقای نامزدی که نهایتا پیروز هم نشد (اگر واقعا چنین کار مهمی انجام داده باشد) دستمریزاد بگویم. می‌دانم در جریان‌های مرتبط با عوام، از جمله انتخابات مبتنی بر رای اکثریت، امور علمی و شالوده‌های فرهنگی و رزومه‌های گرانبار تقریبا کمترین ارزشی ندارند و عوام‌الناس تا سر حد نفرت از آنها رویگردانند؛ و حالا با رویکرد این عضو هیئت علمی دوم (که بومی هم هستند) و از روی تمسخری که بابت کاری بدین مهمی روا داشتند، به این نتیجه می‌رسم که در زادگاهم، نرم‌افزار فکر عمومی ـ صرف نظر از پاره‌ای استثنائات ـ همان طرز فکر آن طرف مرز و افغانی‌طور است که البته استثنائات در افغانستان هم بسیارند. به طور کلی ثروت طبیعی در این مناطق زیاد و ثروت فرهنگی مردم کم یا بلا استفاده است.

به آن آقای دکتر (به فرض صحت خبر) تبریک می‌گویم و برایشان بهترین رده‌های علمی و اعتباری، بیش از فهم بوق‌های محلی، را آرزومندم. این مردم ـ هزار سال قبل ـ قدر نابغه‌ای مثل فردوسی را ندانستند و هزار سال بعد هم قدر ابوعلی‌سیناها و دیگر سرآمدان تمدن را نخواهند دانست. اما شما پرمایگان اعتبارتان را از دنیای دانشمندان می‌گیرید و این خود بزرگترین افتخار برای یک انسان است (که فانی‌ست و مدت محدودی در این سیاره میهمان آب و علف است)، آن هم به این دلیل ساده که اصلا یکی از تفاوت‌های اساسی ما با حیوانات، مالکیت دانش و افتخار و عمل بدان است.

تربت جام ـ هفده اسفند 1402

|

در طول دو سال گذشته، نتایج تحقیقات چندساله‌ام را در حوزه علم و صنعت تبدیل به چند طرح خلاق و مستعد دانش‌بنیان کردم که دو پارک علم و فناوری کشور را فریفته خود کرد و سه موسسه و ارگان حاکمیتی، دولتی و خصوصی را بر آن داشت که با بررسی موشکافانه‌ی طرح‌ها، مجموعا مبلغ یازده میلیارد تومان بودجه برای اجرایی شدن آنها تصویب قطعی کنند. اما فقط می‌خواهم بگویم که با گذشت یک و نیمسال از اولین تصویب و سپس دومین و سومین آنها، به نظر می‌رسد نه حاکمیت، نه دولت و نه بخش خصوصی هیچ علاقه‌ای به حل مشکلاتی که تشخیص داده‌اند وجود دارد و عاجلانه باید حل بشوند ندارند. هیئت مدیره‌ها، مدیران، تصمیم‌گیرندگان و بانک‌ها همگی از روی یک الگوی واحد و آن هم هزینه نکردن بابت حل مشکلات کشور و در عوض سهم شخصی خود را تا خرخره افزودن پیروی می‌کنند و به ورطه مسخ شدن افتاده‌اند. تمام این سه گروهی که طرف طرح‌های من قرار دارند از قدرتمندترین و متنفذترین منابع مالی ملی و بین‌المللی محسوب می‌شوند و هزینه طرح‌های من حتی پول تو جیبی یکی از آنها هم به حساب نمی‌آید. به غیر از این سه طرح‌، طرح‌های متعدد دیگر هم اینجا و آنجا داده‌ام که در همگی عنصر نوآوری بارز است و آمیخته‌ای از ابتکار و علم و عمل‌اند. حالا تمام آن نهادها و موسسات، طرح‌های مرا به جزئیات در اختیار دارند و خودم را از بازی بودجه و اجرا و نتایج رانده‌اند. نمی‌دانم ایده‌هایم دست کیست و به چه سرنوشتی گرفتار آمده‌اند، فقط می‌دانم سودی اگر هم در آنها هست مال دیگران است.

اشکالی ندارد، تاریخ نشان داده محروم کردن نسل‌های آینده از تلاش‌های بنیادین امروز جواب نمی‌دهد و اولیگارشی سودجوی حاکم بر منابع و فعالیت‌های خلاقانه باعث خیر هیچ مملکتی نخواهند شد. رئیس بانکی که می‌شناسمش و در اوج بدکارنامگی بازنشست شد، فکر می کنم بیستمین یا سی‌امین ملکش را به تازگی نزدیک ما خریده است و چنان بر زمین با تکبر گام می‌کوبد که اعتماد به نفس زلزله هم خدشه‌دار می‌شود. او جزء بازی غیرقابل‌قبولی‌ست که سهم گروه کثیرالعده‌ای مثل مرا به دامان خود کشیده و حمایت گسترده‌ی بازیگران هم‌شکل خود را نیز پشت سر دارد. مستغلات سی‌ام او همان پولی‌ست که باید صرف اشتغالزایی جوانان در طرح‌هایی نظیر طرح من می‌شد و از دل همین سه طرح، طرح‌های علمی جدیدی هم به دنیا می‌آمدند که هم اکنون نیز در صف تولد هستند. من که نخبه نیستم، اما به آن نظامیانی که قرار است در بنیاد نخبگان مستقر شوند تا نخبگان را از فرودگاه برگردانند، به آن نماینده مجلسی که می‌گوید از نخبگان مالیات سنگین بگیرید تا نروند، و به همه‌ی کسانی که شرایط موجود را فرافکنی می‌کنند و فقط زبان به انکار و تهدید می‌گشایند، پاسخ شهریار را می‌گویم که:

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران، وای به حال دگران

9 اسفند 1402

|