به کلمه مَسَله در کاخهای کرنک مربوط به 3000 سال پیش در مصر باستان رسیدم و تحقیق کردم که معنیاش میشود ستونهای سنگی باریک و بلندی که رأس هرمی داشته و نماد قدرت و عظمت بوده و به یادبود یک شخصتی مهم بنا میشدهاند. در دو مَسَلهی این کاخ، ملکه حتشپسوت، این مشهورترین زن ابتدای تاریخ، پیام روشنی خطاب به آیندگان به جای گذاشته که موضوع بحث ما نیست. مشهورترین شکل امروزین مسلهها را میتوان در یادمان لینکلن در واشنگتن دید (بنای یادبود واشنگتن) و بعد متوجه شدم که واژهی مَسَله مشتق از مَسَلَّه عربی است که باز این خود ریشه در بُنِ «سَلَّ» دارد به معنای بالا بردن یا تراشیدن.
به نظرتان جالب نیست؟
سَلَّه یا سِلَّه یا سِلِّهی تایبادی که همان عمامه یا دستاری است که مردان محلی بر سر میگذارند، زینتی بوده که ایشان بر بالاترین نقطه از بدن خود بر میکشیدهاند؟
دوشنبه 29 بهمن 1403
کریسمس امسال، کمی برایم ماجرا شد. چرا؟ چون هر شبکهای، اعم از اینترنتی و اجتماعی را که میزدم و نگاه میکردم، آکنده بود از یک قصهی مندرآوردی از کریسمس غربی و رنگش و نمادهایش و شادی و شعف مردم و در کل نهادینه کردن و معرفی کردنش برای عموم جهان.
به فکر فرو رفتم. قبلاً خوانده بود که کریسمس به اعتبار زایش مِهر پا گرفته و به نوعی ماحصل میترائیسم یا تأثیرگرفته از آن است. بعد به این فکر افتادم که شب چلهی ما، یا همان شب یلدا، که خودش آیینی به مراتب کهنتر از کریسمس و صاحب کریسمس و نمادهای کریسمس است، نباید اینقدر غریب و بیقصه و در حاشیه باشد. حالا نه اینکه اصرار داشته باشم ما مبدع شب یلدا هستیم، یا هر خودبزرگبینی دیگر، دستِ کم معتقدم ما از کهنترین تمدنهایی هستیم که این آیین زیبا را کماکان حفظ کردهایم.
با این حال، قصهی چندانی دربارهی فلسفهی شب یلدا و نمادهایش و ارزش وجودی خودمان نداریم.
این دلایل باعث شد که به فکر فرو بروم و ساختار قصهای را ببندم که از اساطیر ایران باستان و باورهای مردم در همهی اعصار، حتی از ادبیات شفاهیمان، کمک بگیرم، کمی چاشنی فلسفه و عرفان به آن اضافه کنم و با رنگی از محیط زیست، قصهای اکشن و اسطورهای را برای همهی سنین ولی بیشتر برای گروه سنی نوجوانان پدید آورم.
نوشتن این رمان کمابیش به پایان رسیده و آن را در اختیار گروهی از خوانندگان قرار دادهام که نظرشان را بدانم. اولین بازخورد خیلی امیدبخش بوده و امیدوارم انتشار این اثر منجر به احترام بیشتر به شب یلدای ایرانی و نمادهای ارزشمندش در جامعهی فارسی زبان شود.
سهشنبه، نهم بهمن 1403
نهادم، پُر از آوازِ قصههاست
یکشنبه 7 بهمن 1403