یادآوری به ترکیه دربارۀ اجدادشان یعنی سلجوقیان (از تاریخ بیهقی)
1- و خراسان آلوده شد [به قوم ایشان] صفحه 731
2- و سلجوقیان با [هارونِ خیانتکار] یکی شدند، 733
3- شاهمَلِک [در خوارزم تار و مارشان کرد، گریختند] با اسبان برهنه .... نه بخارا توانستند رفت، نه به خوارزم بتوانستند بود، [پس] تدبیرِ آمدن به خراسان بساختند [تا تحت حمایت غزنویان قرار گیرند] و آن روز هفتصد نفر بودند و [شهر] آموی را غارت کردند، 739 و 734
4- [بعداً حتی به ولینعمتان خود نیز] وفا نکردند، 742
5- طغرل [سلجوقی به قاضی صاعد گفت] ما مردمان نو و غریب، رسم [ایرانیان] ندانیم. 596
آقای سیاستمدار، شما که نخستینبار هزار سال پیش پا به نیشابور ما گذاشتی، [و تازه بعد از این پا به ترکیۀ خودت گذاشتی] چطور ناگهان کانون تمدن چندهزار سالۀ تبریز و ری و اصفهان شدی؟
دیبای دیداری، انتشارات سخن، 1390
1404/4/23