صفحه اصلی | آرشیو مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
جلد نهم از تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت (عصر ولتر)

دریافت کد تاریخ شمسی

دیروز، که روز مهمی در تقویم زندگی‌مان بود، فرصت کردم جلد نهم از تاریخ تمدن ویل دورانت و همسرش آریل را به پایان برسانم که طبعا بازنگاری اتفاقات مربوط به اروپا حول شخصیت ولتر (اندیشمند فرانسوی) است. در این کتاب، ادامه مبارزه خردگرایان با دینداران، همچنین فلسفه با الهیات پی گرفته می‌شود و بیشتر کتاب به شرح زمینه‌های این دگرگونی تاریخ‌ساز اروپا می‌پردازد که صحنه‌ای شلوغ است از فرمانروایان (در راس آنها فردریک کبیر، جورج اول، لویی پانزدهم، کاترین دوم ...)، فیلسوفان (بویژه فرانسویانی مثل ولتر، روسو، د آلامبر، اولوسیوس ...)، دانشمندان (مثل لاگرانژ، لینه، لاوزاویه، پریستلی ...)، هنرمندان (نظیر باخ، هندل، شادرن، بوشه، پوپ ...) بعلاوه کثیری از مردم عادی که جریان پیوسته تمدن را برقرار و سواحل آن را غنی و شاداب نگه می‌دارند.

اگر از صفحات پایانی این کتاب 884 صفحه‌ای کمک بگیرم (که خوانش آن 71 روز زمان برد) و بخواهم شرحی از این «قاطع‌ترین پیکار قرن هجدهم» بیان کنم، باید بگویم که در این قرن بود که اندیشمندان ملت‌های مختلف اروپا برای مصالح همه بشریت جانانه جنگیدند و متعصبین را به کمک مردمی شکاک که به ستوه آمده بودند و با پیشرفت علم، تناقضات خرافات و داستانسرایی کشیش‌ها را تحلیل می‌کردند به عقب راندند. این موج رجعت به انسان توام با از اهمیت انداختن شاه و کلیسا و ستایش اندیشه و علم نه تنها دل مردم کوچه و بازار را فریفت بلکه حتی نظر اشراف، وزیران و فرمانروایان این قاره را به خود جلب کرد و منجر به تفکری بارور و شکوفان گردید که به سرعت همه جهان را در نوردید و موج آن به تدریج به سایر کشورهایی که امروزه دمکراسی‌خواه، دانش‌بنیان و روادار از نظر دینی هستند رسید. کم شدن فساد دستگاه حکومتی (شامل شاهان و کلیسا) در کشورهای مردم‌سالار، باعث بوجود آمدن ذهن‌های سالم و نیرومندی شد که علوم، فلسفه و اصول کشورداری جوامع امروزین را پایه‌گذاری کرد و به مدعیان تعیین تکلیف برای بشریت فهماند که «اندیشه هر فرد، در نهایت امر محصول زندگی کوتاه و محدود اوست» و نه تکلیفی آسمانی، بنابراین هیچ ذهنی نیست که از غرور فکری و توهم عاری باشد و یکی از مهمترین راه‌های مهار غرایز و احساسات مبالغه‌آمیز، گسترش آموزش و پرورش خردگرایانه است که با امید، نوعدوستی و خوشبینی توام باشد. بهشت را در همین قرن بود که نهایتا از آسمان به زمین منتقل کردند (هرچند که عملیات جابجایی آن قبلا آغاز شده بود) و پرچمدار این پروژه نیز علم و فلسفه‌ای است که همه اذهان را خواه ناخواه وادار به تسلیم خواهد کرد. ولتر اندیشیدن را یک عمل بسیار استثنایی می‌دانست و اولوسیوس معتقد بود که «آموزش همه‌چیز را دگرگون خواهد کرد» و اگرچه تک تک این فیلسوفان، همانند خود ما و تقریبا همه دینداران، اشتباهاتی فاحش در زندگی شخصی خود داشتند، اما نتایج مبارزات آنها باعث شد که زندگی انسان امروز لطیفتر، فکرش روشنتر و جوامع پراکنده‌اش به هم نزدیکتر شوند و در نهایت نیز «به سوی کمالی که پیوسته نزدیکتر می‌شود پیش روند».

ولتر دیندار سرسختی بود، اما آزادی بشر را بیشتر دوست می‌داشت و ذهن نابغه و تیزبین‌اش همه کار کرد تا از «سختگیری طبیعی قدرت سلطه‌جوی دین جلوگیری کند». با این حال، باز هم تاکید می‌کنم مثل هر انسان دیگری که می‌شناسیم بدون استثنا، برخی فرازهای دفاع‌نشدنی در زندگی‌اش داشت که ما را امیدوار می‌کند که عصر باور به قدیسین به پایان رسیده و با همترازان خود که قابل نقد و نکوهش‌اند مواجهیم. با این حال، او و همه‌ی اندیشمندان را می‌بخشیم، و اگر بخواهم از آخرین جمله ویل در کتاب مدد بگیرم (در پایان مجادله‌ای نه چندان قدرتمند که بین پاپ و ولتر دیالوگ‌نویسی کرده است)، پاپ بندیکتوس (که ظاهرا از مبارزه‌ی پیروزمندانه ولتر علیه قدرت روبه زوال کلیسا دلگیر است) می‌گوید:

ـ خداوند شما را ببخشاید

و ولتر در پاسخ:

ـ بخشش واژه‌ای است برای همه

20 آذر 1402 ـ مشهد

|