صفحه اصلی | آرشیو مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
کارشناسی؟ یا ادامه تحصیل؟

دریافت کد تاریخ شمسی

رویکردم را در کلاس عوض کرده‌ام و به جای متکلم وحده بودن و ایستادن جلوی وایت‌برد و تئوری‌ها را ردیف کردن، چند ترم است که از کشاورزان موفق، افراد انگیزشی و بازدیدهای مشتمل بر متخصصین استفاده می‌کنم تا دانشجویان جوان و مستعد مجتمع (که بخشی از سرمایه بشری و کشوری هستند) با قرائت‌های دیگر علم و با کاربرد آنچه می‌خوانند در عمل آشنا شوند. دیروز میزبان یک بازرگان، کارآفرین و کشاورز عمده‌مالک بودیم و سه کلاس درس را یکجا تجمیع کردیم و ضمن آنکه حس و حال خوبی به نظرم ایجاد کردیم اطلاعات کاربردی و مناسبی هم برای بچه‌ها فراهم گردید و تحرک مشهودی در خمودگی معمول و روزمره آنان پدید آمد.

این از آن روست که فکر میکنم برای اکثر قریب به اتفاق سرمایه کشور، مقدار حداقلی تحصیلات کفایت می‌کند و این تب نادرست و ناخوشایند ادامه تحصیل و ارشد و دکترا گرفتن باید جایی متوقف شود. کل نظام آموزش عالی دهه‌هاست که راه به خطا می‌رود و مسیر کلی آن را مسئولانی تبیین می‌کنند که آنها هم نظام فکری تئوری‌محور و نه عمل‌گرا دارند (به قول مسعود کیمیایی حرف‌های بوتیکی می‌زنند). سال‌ها مسئولیتم مرا با لایه‌های بالای تصمیم‌گیری این وزارتخانه آشنا کرد و حقیقتا در همه صندلی‌ها جای سرمایه‌های علم‌ورز و دانشور خالی‌ست و تنها آنهایی راهبردها را تعیین می‌کنند که یا اتوبوسی آمده‌اند یا به برکت مقاله‌هایی که دانشجوهایشان نوشته‌اند (و این تنها اتوبان آموزش عالی کشور به ارتقا است) دانشیار و استاد شده‌اند. این دانشگاهیان که من می‌بینم تقریبا همگی در تراز پژوهشگر آزمایشگاهی‌ بودن و جابجا کننده‌های لبه‌های علم هستند و نه منجی مشکلات خرد و کلان ایران؛ و حتی وقتی شاخص‌های ارتقای اعضای هئیت علمی را مشخص می‌کنند دقیقا کارهایی که خودشان دوست دارند و بلدند یا بین همکاران‌شان متداول است را در جدول ارتقا قرار می‌دهند، حداکثر امتیاز را برای همین کارهای نسبتا بی‌فایده قائل می‌شوند و راه را برای هر اقدام ضدفسیلی مبتکران می‌بندند (که آدم را یاد پروفسورهای داستان ژول‌ورن می‌اندازد). این مدل عضو هیئت علمی ساختن مثل صوفی شدن در نظام زیست تاریخی ایران، آسانترین راه برای سر کردن زندگی و هل دادن آن تا پایان راه است بدون هیچ نتیجه کاربردی در زندگی و سفره مردم.

به تشخیص من، کشور نیازی به کارشناس ارشد و دکترا در این حد و شمار ندارد. البته بعضی‌ها مفتون ادامه تحصیل و تدریس و دانشگاهی شدن‌اند، حساب آنها جدا، اما اغلب ما باید به بدنه فعال و مولد کشور تبدیل شویم و وضعیت را از اینی که هست بهبود بخشیده، کاری بکنیم. این است که تلاش می‌کنم برای دانشجویان ظرفیت جدیدی را معرفی کنم (بی‌آنکه تحمیلی در کار باشد) و اگر بیزنسی دارند در حد توانم مشوق و کمک‌حالشان باشم و زیبایی‌های تولید، ابتکار، اثربخشی و داشتن ثروت را به آنها نشان بدهم.

دوشنبه 6 آذر 1402

|