صفحه اصلی | آرشیو مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
تمدن یعنی ظرافت

دریافت کد تاریخ شمسی

صبح تعطیل است و من طبق معمول چنین روزهایی (اگر اینجا باشم) پیاده به سمت دانشگاه می‌روم. موسقی گوش می‌دهم و از خلوتِ کم هیاهوی صبح پاییزی غرق در لذتم. خیلی زود به تقاطع دو بولوار می‌رسم و می‌خواهم عبور کنم، ماشینی از سویِ مقابل، صفیرکشان می‌آید، حواسم جمع او می‌شود و یکی دو گام برداشته یا نداشته، به وسط لاینِ خودم رسیده یا نرسیده، از عقب سرم، پراید سفیدِ جوان‌سواری، بیصدا، تخته‌گاز و بی‌عنایت به عنقریبِ مچ پایم می‌رسد و یا او رد می‌کند و یا من هنوز عمرم به دنیاست، مجال نوشتن این سطور همچنان برایم مهیا می‌مانَد!

چرا در تقاطعی اینچنین پرخطر از سرعتش نکاست؟ چرا پیاده هیچ حسی را در راننده بر نیانگیخت؟ چرا جانِ یک انسان چنین مفت و ارزان تلقی گردید؟ تصویر بی‌خیال آن جوان خیرمند هنوز پشت فرمان توی ذهنم است!

تمام آن چیزی که آن مرد جوان لازم داشت، یک نیش ترمز کوچک بود، یک احتیاط دو سه ثانیه‌ای که در حجم ساعات و دقایق عمرش اصلا عددی محسوب نمی‌شود. آیا فرهنگش را نداشت، آیا از آن لحظاتی بود که برای همه ما ناخواسته پیش می‌آید و گاهی منجر به جرح و فوت می‌گردد؟

بعد از خاطرم گذشت که تمدن یعنی همین ظرافت‌ها، یعنی دو ثانیه شکیبایی، یک چرخش ظریف قلم روی بوم نقاشی، دو واژه‌ی لطیف توی شعر، چند نوک اسکنه‌ی منحنی روی چوب و سنگ، چند گره باسلیقه روی دار قالی، دو سه کلمه مودبانه هنگام پاسخ‌دهی!

اینها چیزهایی‌ست که ملل وحشی به غایت و مردمان توسعه نیافته کمابیش ندارند. برای همین ظرافت خیال‌انگیز، برای همین لحن ساده‌ی فرهیخته‌مآبانه، برای مسواک زدن، کفش‌های ناخاک‌آلود به پا کردن، عصبانی نشدن و قدر ریاضیدانان را دانستن قرنها و قرنها کار لازم است، استقامت روی کار فرهنگی و علمی و قانونی نیاز است. دهه‌ها باید روی فرد بشر وقت گذاشت تا طی یک حرکت ساده، زباله‌اش را در ساحل رها نکند و لفاف شکلاتش را از ماشین بیرون نیندازد.

تمدن یعنی مدام و هدفمند کوشیدن، و سپس ظرافتی کوچک اما دلپذیر خلق کردن.

تربت‌جام ـ یازده مهر 1402

|