خنکای فروردین و روشنایی صبح، باد نرم و آسمان پر ابر، دریای نیکدل در برابرم پهنه گسترده و کتابی که از جان دوستش میدارم روی پایم است، میخوانم و امواج به گوشم زمزمه میکنند؛ میخوانم و جوانان به این سو و آن سو رنگ میپاشند، میخوانم و با هر واژه از عمق وجودم به وجد میآیم ...
خدایا من بهشت نمیخواهم، که اینها که گفتم مرا کافیست، نمیخواهم که آن بهشت که میجویمش جز اینها نیست.
۶ فروردین ۱۴۰۲. - ساحل