این پاراگراف از آخرین جلد تاریخ تمدن [ویل و آریل دورانت]، در میان چند هزار صفحهای که از این مجموعه خواندهام، بیش از همه مرا به خنده انداخت:
[ناپلئون و ژوزفین] در 9 مارس 1769 به طور کاملا خصوصی ازدواج کردند ... در این موقع ناپلئون بیست و هفت سال داشت و ژوزفین سی و سه سال ... آنها شب زفاف را در خانه ژوزفین گذراندند. اما ناپلئون با لجاجت سرسختانه «فورتونه» سگ دستآموز [ژوزفین] مواجه شد. ناپلئون گفته است «آن آقا بستر مادام را در تصرف داشت ... میخواستم او را دور کنم، ولی سودی نداشت، به من گفته شد که در آن بستر یا با او شریک باشم یا جای دیگر بخوابم. مجبور بودم این پیشنهاد را بپذیرم یا نپذیرم. آن سگ کمتر از من حاضر به گذشت بود». در بدترین لحظهی ممکن، پای او را گاز گرفت و آنهم با چنان شدتی که اثرش مدتها بر جای ماند.
29 فروردین 1403
ضمنا ناپلئون 201 سال از من بزرگتر است