سال گذشته، بستر رویدادهای مهمی در زندگیام بود که صرف نظر از برخی فرازهای سرنوشتساز، یکی از آنها چهار نظم کوچک بودند که بیوقفه، هر روز (و در یک مورد هر هفته) رعایت کردم. طبعا در سن و سال و موقعیت من، کمتر اشتیاق یا ضرورت یا آمادگی لازم برای کوبیدن و از نو ساختن احساس میشود و افراد سعی میکنند با داشتهها و اندوختههایشان حتی الامکان دست به عصا راه بروند و بقیت عمر را به سلامت در کنج عافیت بگذرانند. با این حال من از ابتدای سال 1402 خود را وفادار به 4 نظم ذهنی و جسمی کردم و در سرما و گرما، در سفر و حضر و در حوصله و بیحوصلگی سعی کردم پیوسته رعایتشان کنم. یکی از آنها مطالعه است که اگرچه همیشه فردی کتابخوان بودهام و کتابخوانی را دوست داشتهام، اما برای اولین بار در زندگیام تغییر محسوس ناشی از خوانش منظم و پیگیر را عمیقا احساس میکنم.
دهم فروردین 1403 ـ مشهد