در گویش محلی ما، به اعم حشرات لفظ کُخ اطلاق میشود، که احتمالا صورت شفاهی نام این موجودات در فارسی دری، یا حتی ممکن است در ادبیات زرتشتی (معادل خرفستران)، یا پیشازرتشتی باشد.
در جریان انتخابات اخیر مجلس (که نمیدانم چندمیناش بود ولی جمعه پیش انجام شد) ظاهرا یکی از کاندیداها عضو هیئت علمی (جایی غیر از دانشگاه) بوده، و شنبهشب یک عضو هیئت علمی دانشگاه ـ که راضی از نتیجه رقابتها بود ـ و با من صحبت میکرد، به طرفداری از نامزد پیروز، از آن دکتر اول با لحنی نه چندان مناسب یاد کرد و گفت «هِه ... فلانی یک کُخ هم کشف کرده» و منظورش این بود که رقیب مذکور، قبلا گونهای ناشناخته از یک حشره را شناسایی کرده و برای اولین بار در طبقهبندی جانوران و سیستم نامگذاری بینالمللی، برای آن موجود زنده، نام دو قسمتی علمی ثبت کرده است.
میخواستم به آن آقای نامزدی که نهایتا پیروز هم نشد (اگر واقعا چنین کار مهمی انجام داده باشد) دستمریزاد بگویم. میدانم در جریانهای مرتبط با عوام، از جمله انتخابات مبتنی بر رای اکثریت، امور علمی و شالودههای فرهنگی و رزومههای گرانبار تقریبا کمترین ارزشی ندارند و عوامالناس تا سر حد نفرت از آنها رویگردانند؛ و حالا با رویکرد این عضو هیئت علمی دوم (که بومی هم هستند) و از روی تمسخری که بابت کاری بدین مهمی روا داشتند، به این نتیجه میرسم که در زادگاهم، نرمافزار فکر عمومی ـ صرف نظر از پارهای استثنائات ـ همان طرز فکر آن طرف مرز و افغانیطور است که البته استثنائات در افغانستان هم بسیارند. به طور کلی ثروت طبیعی در این مناطق زیاد و ثروت فرهنگی مردم کم یا بلا استفاده است.
به آن آقای دکتر (به فرض صحت خبر) تبریک میگویم و برایشان بهترین ردههای علمی و اعتباری، بیش از فهم بوقهای محلی، را آرزومندم. این مردم ـ هزار سال قبل ـ قدر نابغهای مثل فردوسی را ندانستند و هزار سال بعد هم قدر ابوعلیسیناها و دیگر سرآمدان تمدن را نخواهند دانست. اما شما پرمایگان اعتبارتان را از دنیای دانشمندان میگیرید و این خود بزرگترین افتخار برای یک انسان است (که فانیست و مدت محدودی در این سیاره میهمان آب و علف است)، آن هم به این دلیل ساده که اصلا یکی از تفاوتهای اساسی ما با حیوانات، مالکیت دانش و افتخار و عمل بدان است.
تربت جام ـ هفده اسفند 1402