امروز صبح، کتاب صوتی کوتاه و مختصر «درباره معنی زندگی» اثر ویل دورانت را به پایان بردم که داستانش مربوط میشود به سال 1931، وقتی فیلسوف 46 ساله با مردی مواجه میشود که به او میگوید قصد خودکشی دارد و اگر همین الان دلیل قانعکنندهای برای ادامه دادن از او نشنود به زندگی خود پایان خواهد داد. ویل در این اندیشه فرو می رود که واقعا چگونه باید او را راهنمایی کند، و سپس بیش از یکصد نامه به بزرگان وقت جهان می نویسد و از آنها می پرسد از نظر آنها معنی زندگی چیست و چه چیز آنها را دلخوش و امیدوار نگه میدارد، لذت را و حقیقت را (اگر وجود داشته باشد) در کجا مییابند و به تکرار روزمرهی زندگیشان چگونه معنا میبخشد.
از گاندی و جواهر لعل نهرو گرفته تا برنارد شاو و برتراندراسل و آندره موروا به او پاسخ میهند، حتی یک زندانی حبس ابد و یک قهرمان 25 ساله تنیس جوان نیز در فهرست نامهنگاری او قرار دارند و ویل در یادداشتی الحاقی از آنها اجازه میخواهد که پاسخشان را منتشر نماید. در نهایت هم خود، آنچه معنابخش زندگیاش میداند را صادقانه بیان میکند (که شامل خانواده و کارش میشود) و سپس سخن را با همان ریزهکاری و گوهرنشانی خاص خودش به پایان میرساند.
کتاب از آن جهت مهم است که درمییابیم نامآوران حوزههای مختلف چگونه به دنیا مینگرند و در بحبوحهی دنیای نو، چگونه گلیم سنگین و آبگرفتهی خود را از این سیل بنیانکن بدر میکِشند.
شنبه ـ 22 مهر 1402 ـ مشهد