وقتی تحولات تاریخی آغاز به پدیدار شدن میکنند و هنگامی که جامعه یا زمان آبستن تغییری بنیادین میشود، نگران نباید بود که چرا شرایط ملتهب نمایندهی پرقدرتی ندارد که تغییر مورد نظر را نهایی کند. در این حالت، تحول و تغییر مثل ماری که روی شنها و ماسهها بپیچد بین مردم چرخ میزند و همه را بو میکند و میآزماید، یا مثل صفحات تکتونیکی زمین، گسلها را به لرزه در میآورد تا ببیند کدام نقطه استعداد برآوردن کوه را دارد، آنقدر این کاوش و جستجو ادامه مییابد تا بالاخره فردی یا نقطهای مناسبی را برای برآوردن بیابد و آنوقت است که کوه جدید و غیرقابل انکار زاده میشود و ناچار در معادلات آیندهی آن سرزمین به حساب میآید. فقط شاید این گسلیابی، این آدمجویی و این فرایند کوهزایی قدری زمان ببرد و لازم باشد که التهابات اعماق جامعه یکی را که هنوز وجود ندارد آرامآرام بسازد.
29 اسفند 1401
مشهد